محمد خوانسارى
123
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
به عدول باشد چنان كه گفته آمد . و اما در كلى و جزوى با يكديگر به افتراض ( - ص 27 ) بود » ( اساس ، ص 127 ) . « و ردّ متصله با حملى چنان بود كه گوئى طلوع آفتاب مستلزم وجود روز است » ( اساس ، ص 128 ) . 2 - ابطال كردن نظر و عقيدهاى ( - / اثبات ) . رسم ( - ص 255 ) . رسم تامّ ( - ص 255 ) . رسم مركّب رسمى كه مركب از ذاتى و عرضى باشد . رسم مفرد تعريفى كه منحصرا از عرضيات فراهم آيد . مانند تعريف انسان به « روندهء ضاحك » يا به « روندهء كاتب » . اين نوع تعريف بايد موجب تميز معرّف شود . يعنى آن را كاملا از امور ديگر ممتاز سازد . و افادهء تميز يا به خواص است ( يعنى به عرضهاى خاص ) ، يا به عرضهاى عام كه بر روى هم مميّز معرّف باشد . ( - / رسم مركب ) . « اما تعريف به خواص و اعراض ، رسم مفرد بود . و بايد كه افادت تمييز كند و الا رسم نبود . و افادت تمييز يا به خواص بود ، چنان كه تعريف انسان به « ضاحك منتصب القامه » ، يا به اعراض عام زيادت از يكى كه مجموع مساوى معروض باشد ، چنان كه تعريف خفاش به « مرغ زاينده » . و اول بهتر بود . چه اول تمييز بالذات كند . و چون اعراض و خواص جمع شوند ، اعم مقدم بايد داشت . و تعريف به اعراض ذاتى حقيقى ، بهترين تعريفات رسمى بود . چه اعراض ذاتى بقوّت مشتمل بود بر معروضات » ( اساس ، ص 414 ) . رسم ناقص ( - ص 256 ) . رسمى منسوب به رسم ( - رسم ، ص 255 ) . « و ببايد دانست كه هيچ تعريف حدّى و رسمى و مثالى به يك لفظ مفرد نتواند بود » ( اساس ، ص 416 ) . رسوم جمع رسم ( ص 255 ) .